از روزهای نخست جنگ تحمیلی سوم تا همین لحظه که شما این گزارش را میخوانید، حتی یک لحظه هم پرچم خوشرنگ وطن در شیراز برزمین نمانده است؛ خواه نیمه شب باشد، سپیده دم صبحگاه باشد یا گرمای سوزنده سر ظهر خردادماه.
اینجا میدان امام حسین (ع) است؛ یکی از میدانهای شلوغ و پرتردد شیراز در دل یکی از تجاریترین خیابانهای شیراز و در نزدیکی بزرگترین بیمارستانهای دولتی و مراکز درمانی پرشمار شیراز؛ اینها را گفتم که بگویم احتمالا بسیاری از مردم شیراز در هنگام تردد از این میدان شگفت زده شدهاند؛ هنگامی که سحرگاهی، در تاریک و روشن صبحگاهی و یا زیر شلاق سوزنده آفتاب سر ظهر، عاشقی را دیدهاند که بر فراز سکویی کوچک ایستاده و پرچم ایران را در اهتزار نگاه داشته است.
مردم ایران ۹۶ شب است که در خیابانها علمداری میکنند؛ در همین میدان امام حسین شیراز، هر شب از ۲۱ تا نیمه شب، اجتماعات پر شور مردمی برپا است اما این پرچمداری عاشقانه زمان نمیشناسد و در ۲۴ساعت شبانهروز تداوم دارد.
پرچمداران میدان امام حسین (ع)
تاکسی سوار شده بودم تا به میدان نمازی برسم، ساعت ۱۴:۳۰، در یک روز گرم اوایل خرداد، در پایان ساعت کاری، خسته و بیرمق بودم؛ به میدان امام حسین (ع) که رسیدیم چشممان به ایستگاه «حافظان پرچم» افتاد؛ پسر جوانی با سری برافراشته ستون پرچم را گرفته و راست قامت ایستاده بود.
راننده تاکسی دستی تکان داد و خدا قوت گفت، سرنشین دیگر گفت: «چطور زیر این گرما ایستاده است؟»، تا میدان دید مسافران اجازه میداد، چشم از پرچمدار جوان برنداشتند.
در مسیر بازگشت، در حالی که هوا کمی خنکترشده بود، مسیری را به هوای گرفتن چند عکس و گفت و گویی با پرچمداران ایستگاه حافظان پرچم، پیاده طی کردم.
حالا نوبت به دختری جوان رسیده بود که روسریاش را محکمتر به دور گردن پیچیده بود تا در نسیم عصرگاهی بتواند با خیالی آسودهتر پرچمداری کند.
نزدیکتر رفتم، خود را خبرنگار ایرنا معرفی کردم و پرسیدم: از کی اینجایی؟ گفت یک ساعت من تازه شروع شده است.
از احساس او پرسیدم، از غرور و افتخار گفت و از هدفش پرسیدم گفت: «حب الوطن من الایمان»، پرچم نماد مشترک همه ماست و پرچمداری در این روزهایی که دشمن متجاوز به خاکمان هجوم آورده، تنها کاری نمادین نیست، بلکه کاری است که دشمن را میترساند.
گفت: «حب الوطن من الایمان»، پرچم نماد مشترک همه ماست و پرچمداری در این روزهایی که دشمن متجاوز به خاکمان هجوم آورده، تنها کاری نمادین نیست، بلکه کاری است که دشمن را میترساند.
هنگامی که کمی خم شده بود تا بتواند از بالای سکو، به من پاسخ دهد، پرچم نیز کمی پایین تر آمد، علاوه بر این نمیخواستم حس خوش او را در لحظه پرچمداری به گفت و گو بگذرانم، دقایقی که برای رسیدن به آن، یک هفته منتظر مانده بود؛ این را خودش گفت، وقتی از او پرسیدم کی برای شرکت در این طرح ثبت نام کردی؟
دوشنبه بعد برای پوشش اجتماع شبانه مردم شیراز به میدان امام حسین (ع) رفتم؛ طی سه ساعتی که دهها نفر از زنان، مردان و کودکان انقلابی در سوی دیگر، با پرچمهای سه رنگ ایران و لوای حسینی و محور مقاومت در دست، میدانداری، سه بار پرچمدار این ایستگاه عوض شد.
اینبار یک بانوی جوان همراه با نونهالی نیز در پایین سکو ایستاده بودند؛ او از دختر جوانی که نوبت پرچمداریاش رسیده بود، میخواستند تا اجازه دهد که حسین ۱۲ ساله نیز برای دقایقی پرچم را نگهدارد.
حسین فتاوی پس از این لحظههایی که شیرینی آن از چشمانش پیدا بود، به ما گفت: احساس افتخار داشتم.
او با صدایی پرطنین ادامه داد: آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند، آنها باید از اینجا بروند.
در این سه ساعت، چندبار دیگر نیز برای گفتوگوهایی کوتاه، به این سوی میدان آمدم؛ یکی از آنها گفت: حس فوق العادهای است، احساس غرور میکنم، قابل وصف نیست؛ نوعی سبکبالی خاص در خود دارد.
حس فوق العادهای است، احساس غرور میکنم، قابل وصف نیست؛ نوعی سبکبالی خاص در خود دارد.
او ادامه داد: تا امروز در خیابانها مانده و نگذاشتهایم وطن دست خائنان بیفتد، تا زمان پیروزی کامل و ریشه کن شدن دشمنای خارجی و داخلی هم میمانیم.
بانوی پرچمدار دیگر گفت: احساس خوبی دارم؛ پرچم ایران نشانه نجابت، شرافت و پاکی است؛ وقتی آن را بلند میکنی، احساس میکنی که در برابر تمام پلیدیها، ظلم و فسادها ایستادهای.
او هم ثبت نام نکرده بود اما همشهریاش که پرچمدار ساعت ۲۲ میدان امام حسین (ع) بود، دقایقی از وقتش را به او داده بود.
انتظار برای پرچمداری میهن
آخرین بار شامگاه دوشنبه گذشته به این میدان آیینی رفته بودم و باز هم سری به حافظان پرچم زدم؛ بانوی جوانی بر روی سکو ایستاده بود، از او پرسیدم کی برای پرچمداری نام نویسی کردی؟ گفت: من و دوستانم روزهای اول خرداد بود که ثبت نام کردیم و ۱۱ خرداد نوبت به ما رسید؛ قرار گذاشتیم تا ساعتمان را با یکدیگر تقسیم کنم.
آنطور که از گفته او فهمیدم، استقبال شیرازیها از پرچمداری میهن بسیار بالا است، چرا که با وجود اینکه در هر روز ۲۴ نفر میتوانند «حافظ پرچم» باشند، اما صف انتظار بیش از یک هفته است.
بنا داریم تا پایان جنگ، پرچم زمین گذاشته نشود
بر روی بنری که در این ایستگاه نصب شده، نوشته است: پرچم ایران، زیباترین و عزیزترین نماد مشترک همه ماست.
«بنا داریم تا پایان این جنگ، حتی اگر ماهها یا سال طول بکشد برای یک لحظه هم پرچم زمین گذاشته نشه».
زیر آن نیز نوشته شده است: پس اگر تو هم تمایل داری برای یک ساعت حافظ این پرچم باشی در پیام رسان ایتا پیام بده: @Parchamdar_shiraz

















