اگر جلیلی رئیسجمهور میشد، همه کشور روی میدان مین میرفت
زیدآبادی تحلیلگر سیاسی جبهه اصلاحات گفته اگر جلیلی رئیسجمهور میشد، همه کشور روی میدان مین میرفت.
در چنین شرایطی که کشور نیاز به انسجام ملی دارد و در حال جنگ با پلیدترین عناصر روی زمین (ترامپ و نتانیاهو) هستیم، این سخنان تنها یک نقد سیاسی ساده نیست، بلکه در لایههای زیرین خود، در حال «تخریب بازدارندگی ملی و آمادهسازی ذهنی برای تسلیم» است.
او در ادامه سخنانش با جملاتی مثل هیچی از ایران باقی نمیماند یا خاک کشور را به تبره میکشیدند، در واقع در حال شکستن روحیه جنگندگی و مقاومت در جامعه است. زیدآبادی با لحنی تحقیرآمیز در سخنانش به مفاهیمی چون «شهادت» وعباراتی مثل «بروید شهید بشید عیبی نداره» را مطرح میکند، این در حالی است که رئیس جمهور کشورمان در خصوص جنگ با دشمن میگوید؛ «من حاضرم بروم و در همان خط مقدم بجنگم و از شهادت نهتنها نمیترسم بلکه برای خودم فوز میدانم»، لذا سخنان زیدآبادی در واقع تلاشی است برای سلب مشروعیت از دکترین دفاعی کشور.
زیدآبادی میخواهد این پیام را برساند که دفاع از زیرساختها یا ایستادگی در برابر دشمن، یک «حماقت» است، نه یک «وظیفه ملی». این نوع تفکر دقیقاً همان چیزی است که دشمن برای «سقوط روانی» ملت به آن نیاز دارد و اینکه مردم احساس کنند دفاع از کشور هزینهای است که نمیارزد.
او در سخنانش با استفاده از عبارتِ، «مردم کوچه و بازار از جلیلی وحشت دارند»، سعی میکند یک «شکاف مصنوعی» بین توده مردم و سیاستمداران انقلابی ایجاد کند. او میخواهد القا کند که سیاستمداران انقلابی با مردم «بیگانه» هستند و تنها کسانی که میتوانند ایران را نجات دهند، کسانی هستند که «زبان مورد پسند آمریکا» را بلدند.
رویکرد این تحلیلگر سیاسی، در واقع «تسهیلگری برای دشمن» است؛ زیرا وقتی مردم را متقاعد کند که هر چه انقلابیتر باشیم، بیشتر نابود میشویم، در واقع او در حال باز کردن درهای کشور برای نفوذ و خواستههای آمریکا است. وقتی که دشمن متوجه میشود بخشی از نخبگان و سیاستمداران داخلی، در حال «توجیه تسلیم» در ذهن مردم هستند، این یعنی آمریکا با جسارت بیشتری فشار میآورد، چون میبیند «جبهه داخلی» در حال فروپاشی روانی است.
وقتی «ایستادگی» به عنوان «حماقت» معرفی شود، اراده ملی برای دفاع کم میشود. این یعنی دشمن متوجه میشود که میتواند با تهدیدهای کوچک، امتیازات بزرگ بگیرد. زیدآبادی با پوشش «دلسوزی برای کشور» و «ترس از جنگ»، در واقع در حال ترویج این ایده است که «بهای نجات ایران، پذیرش هر چه آمریکا بخواهد است.
پرواضح اینکه سخنان زیدآبادی، نمونه بارز «جنگ نرم» در داخل است. هدف او نه «تعدیل اوضاع»، بلکه «تغییر مبنا» است. او میخواهد «عزت و مقاومت» را با «وحشت و نابودی» گره بزند تا در نهایت، «تسلیم» را به عنوان تنها گزینه عاقلانه معرفی کند. این دقیقاً همان مسیری است که منجر به تضعیف امنیت ملی و گرا دادن به دشمن میشود.
علیهذا؛ تحلیل محتوای سخنان ایشان از منظر «امنیت ملی» و «روانشناسی سیاسی»، نشاندهنده یک الگوی خطرناک از «تسهیلگری و ترسافکنی استراتژیک» است. او با ترساندن مردم از آقای جلیلی به عنوان نماد جبهه مقاومت و اصولگرایی، میخواهد این باور را ایجاد کند که تنها راه نجات کشور، پذیرش هر شرایطی از سوی آمریکا است. در پی این سخنان چند روز بعد بود که آمریکاعملیات نظامی را برعلیه کشورمان شروع کرد و همچنان ادامه دارد. سجادیان – 1405.04.23
















