انتشار مقاله ظریف در مجله آمریکایی فارین افرز و تاثیر آن بر امنیت ملی
🔴 قسمت هایی از متون منتشره در مقاله آقای ظریف:
🔴اهرمی که تنگه هرمز برای ایران فراهم میکند شکننده است.
🔴تهدید رفت و آمد دریایی توسط ایران میتواند بخش عمدهای از جهان را علیه ایران بسیج کند.
🔴بسته ماندن مستمر تنگه به تسریع سرمایهگذاریهای بینالمللی در خطوط لوله، بنادر و کریدورهای لجستیکی زمینی، که این آبراه را بهطور کامل دور میزنند، منجر میشود.
🔴در صورتی که بازارهای جهانی با موفقیت مسیرهای جایگزین پیدا کنند، ایران دیگر قادر نخواهد بود از امکان بسته شدن تنگه به عنوان یک عامل بازدارنده استفاده کند.
🔴تهران باید خویشتنداری پیشه کند؛ همانگونه که دیگر کشورها باید از اقدامات اقتصادی، سیاسی و نظامی که میتوانند منافع ایران در تنگه را به خطر بیندازند خودداری کنند.
🔴همانگونه که رویارویی کنونی گواه آن است، واشنگتن قادر به حذف نظام سیاسی ایران نیست، تنها از مسیر دیپلماسی، دستیابی به یک توافق صلح نوین و شکلگیری یک ساختار امنیتی منطقهای و درونزا است که توسط کشورهای منطقه برای کشورهای منطقه ساخته میشود و ایالات متحده مجالی مییابد تا توجهِ خود را به دیگر نقاط معطوف سازد .
🟢در اوج جنگ و زمانی که ناوهای جنگی ترامپ در منطقه حضور دارند و تنگه هرمز بسته شده، مقاله جواد ظریف از دیدگاه امنیت ملی قابل تأمل است. نقد به این مقاله با ابعاد پنهان آن، برای سیاستمداران، نظامیان و تنویر افکار عمومی از منظر دیپلماسی، توهم شکنندگی، تله و راه فرار برای دشمن در پست های بعدی تبیین میگردد. .
پیشنهاد صلح با دیپلماسی در سایه ناوگان جنگی
در شرایطی که تنگه هرمز بسته شده و ناوگان جنگی ترامپ در چند مایلی سواحل کشور لنگر انداخته است، هر کلمه ای در فضای رسانهای، یک دستور عملیاتی تلقی میشود. مقاله ظریف در مجله آمریکایی فارین افرز، اگرچه در ظاهر یک پیشنهاد صلح است، اما از منظر امنیت ملی و دکترین بازدارندگی، حاوی پیامهایی است که میتواند توازن قدرت در میدان نبرد را به نفع دشمن تغییر دهد.
تله خویشتنداری در برابر تجاوز
ظریف در مقاله ارسالی برای مجله آمریکایی از ایران میخواهد خویشتنداری پیشه کند تا دیگران نیز از اقدامات نظامی خودداری کنند. این رویکرد، تکرار همان خطای استراتژیک برجام است؛ یعنی باور به اینکه دشمن با دریافت سیگنالهای نرم، از خشونت دست میکشد. اما واقعیت میدان نشان میدهد که در دکترین فشار حداکثری آمریکا، خویشتنداری در برابر تهدید، به معنای ترس و ضعف تعبیر میشود و تنها باعث جسارت بیشتر ناوگان دشمن برای پیشروی در آبهای منطقه میگردد.
رؤیاپردازی در میدان مین
پیشنهاد ظریف در مقاله ارسالی برای مجله آمریکایی برای شکلگیری یک ساختار امنیتی درونزا که آمریکا را به حاشیه براند، در تئوری، جذاب است، اما در عمل، در زمان حضور ناوهای جنگی آمریکا، این سخنان شبیه به رؤیاپردازی در میدان مین است. این در حالی است که آمریکا میخواهد، بدون تسلیم نظامی یا سیاسی ایران، از منطقه خارج نشود. پیشنهاد دادنِ راه خروجی شرافتمندانه به ترامپ در حالی که او به دنبال تغییر حکومت است، تنها به او کمک میکند تا بدون هزینه، زمان بخرد و آرایش نظامی خود را تقویت کند، ضمن اینکه در زمان جنگ، تنها زبانی که آمریکا میفهمد، زبان قدرت است. لذا هرگونه تلاش برای پل زدن به دشمن، تا زمانی که منجر به تسلیم دشمن نشود، چیزی جز تسهیل مسیر برای تهاجم نیست.
توهم شکنندگی و ضربه به روحیه بازدارندگی
ظریف در مقاله ارسالی برای مجله آمریکایی، اهرم تنگه هرمز را شکننده مینامد و هشدار میدهد که بسته ماندن مستمر آن، جهان را علیه ایران بسیج کرده و مسیرهای جایگزین را فعال میکند. این تحلیل، در حالی مطرح میشود که در دکترین نظامی، ابهام و ترس از فقدان بزرگترین سلاح بازدارنده است. وقتی یک مقام سابق دیپلماتیک در رسانه دشمن، نقاط ضعف احتمالی اهرمهای فشار ایران را تحلیل میکند، در واقع در حال ارائه یک نقشه راه برای خنثیسازی بازدارندگی ایران به آمریکاست. این پیام به ترامپ میگوید: نترسید، صبر کنید تا مسیرهای جایگزین شکل بگیرد و اهرم ایران بیاثر شود. این دقیقاً همان جایی است که دیپلماسی، به جای حمایت از میدان، به سرمایهگذاری روی شکست بازدارندگی تبدیل میشود.
ایران با دیپلماسی کلمات پیش نمیرود
آقای ظریف؛ سیاستمداران انقلابی می دانند که در شرایط جنگی، دیپلماسی نباید به ابزاری برای مدیریت شکست تبدیل شود، لذا هرگونه سیگنالی که در رسانههای غربی منتشر و بر شکنندگی اهرمها یا لزوم خویشتنداری تأکید کند، در واقع در حال کاهش هزینه تصمیمگیری برای حمله در اتاق جنگ آمریکاست. در مقابل نیز سیاستمداران آمریکایی بدانند که نادیده گرفتن اراده ملی ایران و تکیه بر سیگنالهای نرم برخی چهرههای سیاسی، تنها توهمی از آرامش است، زیرا ایران، امروز دیگر با دیپلماسی کلمات پیش نمیرود، بلکه با قدرت بازدارندگی، خود را تعریف کرده است.
سیگنال ضعف یا سازش
پیشنهاد ظریف در مقاله ارسالی برای مجله آمریکایی برای بازگشایی تنگه هرمز در برابر رفع تحریم، تکرار الگوی برجام است؛ یعنی دادن یک امتیاز نقد و استراتژیک (تنگه هرمز) در برابر وعدههای نسیه (رفع تحریمها). این نوع پیشنهادها، دشمن را به طمع میاندازد که فشار را بیشتر کند تا امتیازات بیشتری بگیرد. در حالی که نیروهای نظامی در حال تقابل سخت با ناوگان آمریکا هستند، انتشار چنین پیشنهادی از سوی یک مقام سابق، ممکن است از سوی دشمن به عنوان شکاف در حاکمیت یا خستگی از مقاومت تعبیر شود که مستقیماً به بازدارندگی نظامی ضربه میزند.
رابطه با مسببان جنگ
سیاست اعتماد در دهه گذشته باعث شد دشمن به این نتیجه برسد که زیرساختهای هستهای و دفاعی ایران با مذاکره قابل برچیدن است و همین محاسبه غلط دشمن، راه را برای جسارت نظامی امروز و اعزام ناوگان آمریکا باز کرد. از این منظر، مقاله ارسالی ظریف برای مجله آمریکایی تداوم همان مسیری است که به جای تکیه بر قدرت سخت، به دنبال حل بحران از طریق کلمات است، آن هم در زمانی که لوله توپ دشمن روی شقیقه است.
تلاش برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره
مقاله ارسالی ظریف برای مجله آمریکایی، تلاش برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره از موضع فشار متقابل (بستن تنگه) است. اما ریسک بزرگ این استراتژی این است که آیا دشمن این پیام را به عنوان اقتدار ایران در بستن تنگه دریافت میکند یا به عنوان عجز ایران از تحمل فشار و نیاز به بازگشایی آن در شرایط جنگی، هر متنی که بوی تعدیل مواضع بدهد، اگر با هماهنگی کامل با میدان نباشد، میتواند به عنوان سیگنال تسلیم عمل کند و دقیقاً، دشمن را برای ضربه نهایی جریتر کند.
تأیید صلاحیت به عنوان دیپلماتِ زمان جنگ
ظریف با ارسال مقاله برای مجله آمریکایی میخواهد به بدنه حاکمیت و تصمیمگیرندگان نظام ثابت کند که او هنوز کاربرد دارد و با ارائه یک راهکار (یعنی استفاده از تنگه هرمز به عنوان اهرم)، میخواهد نشان دهد که تنها کسی است که میتواند زبان دشمن را بفهمد و میداند چگونه فشار نظامی را به امتیاز سیاسی تبدیل کند. او با استفاده از ابزاری مثل بستن تنگه (که یک اقدام سخت و نظامی است)، سعی میکند چهره نرم خود را در برابر منتقدان داخلی پاک کند و نشان دهد که او هم به دنبال فشار متقابل است، نه فقط مذاکرههای بیثمر.
ارائه یک پل برای عقبنشینی آمریکا
در مقاله ارسالی ظریف برای مجله آمریکایی، پیامی مستقیم میفرستد و به آمریکا میگوید که اگر میخواهید از این بنبست خارج شوید و بدون ضربه شدید اقتصادی (بستن تنگه) عقبنشینی کنید، من اینجا هستم و میتوانم ترجمانی بین اراده حاکمیت ایران و خواستههای شما باشم. ظریف میخواهد به آمریکا بفهماند که حتی در سختترین شرایط جنگی، یک لایه دیپلماتیک وجود دارد که میتواند از یک تصادم تصادفی جلوگیری کند و راهی برای خروج شرافتمندانه برای ترامپ فراهم کند.
پارادوکس دوستی با هر دو طرف جنگ
ظریف در مقاله ارسالی برای مجله آمریکایی با اعلام این استراتژی در واقع تلاشی میکند برای اینکه در آینده، فارغ از اینکه چه کسی پیروز شود یا چه توافقی صورت گیرد، او در هر دو طرف مورد اعتماد باشد، اگر ایران با تکیه بر قدرت سخت پیروز شود، او میگوید، من بودم که این قدرت را در مجامع جهانی به زبان دیپلماتیک ترجمه کردم و دشمن را به پذیرش آن مجبور کردم. اگر آمریکا دوباره به قدرت بازگردد و به دنبال مذاکره باشد، او میگوید: من از سالها پیش در رسانههای شما راه بازگشت را نشان دادم.
سلب اعتماد از سوی حاکمیت
از دیدگاه امنیتی، هرگونه تلاش برای دوستانه ماندن با دشمن در حالی که دشمن در حال اعزام ناوگان جنگی است، میتواند به عنوان تضعیف اراده جنگی تلقی شود. اگر حاکمیت احساس کند که پیامهای ظریف در مقاله ارسالی برای مجله آمریکایی باعث میشود آمریکا فکر کند ایران در حال لرزیدن است و به دنبال راه فرار میگردد، تلاش ظریف برای حفظ رابطه با هر دو طرف، میتواند به قیمت سلب اعتماد از سوی حاکمیت تمام شود. .05.01 –
مانور دوگانه
مقاله ارسالی آقای ظریف برای مجله فارین افرز یک مانور دوگانه است. او میخواهد هم برای حاکمیت راهکارپرداز به نظر برسد و هم برای آمریکا طرف گفتگو. اما در دنیای استراتژی نظامی، وقتی لوله توپ روی شقیقه است، تلاش برای خوشرو ماندن با هر دو طرف، اغلب با بیاعتمادی هر دو طرف مواجه میشود؛ زیرا در لحظه تصمیم حیاتی، هیچکس به کسی اعتماد نمیکند که سعی دارد در هر دو جبهه بازی کند.
1405.04.31 – سجادیان
















