راهبرد تثبیت تنگه هرمز+ ضربات محدود و هدفمند، قدرت بازدارندگی را با منطق اقتصادی گره میزند
از منظر استراتژیک و ژئوپلیتیک، تنگه هرمز در شرایط فعلی تنها یک گذرگاه آبی نیست، بلکه شریان حیاتی انرژی جهان است. تثبیت کنترل بر این منطقه به معنای داشتن کلید اقتصاد جهانی است. وقتی آمریکا بداند که یک تصمیم اشتباه نظامی منجر به اختلال در جریان نفت شود، فشار سیاسی در داخل آمریکا برای توقف جنگ به شدت افزایش مییابد.
راهبرد تثبیت کنترل تنگه هرمز و عملیات سخت متقابل در واقع یک دفاع فعال و هوشمند است، زیرا آمریکا میداند که اگر به طور گسترده حمله کند، پاسخ ایران در تنگه هرمز خواهد بود که پیامدهای آن جهانی است. در این مدل، جنگ در خارج از مرزها یا در محیطهای استراتژیک مانند تنگه مدیریت میشود و از تبدیل شدن نبرد به یک جنگ شهری یا تخریب زیرساختهای داخلی جلوگیری میکند.
آمریکا در حال حاضر با بحرانهای داخلی و اقتصادی روبروست. فشار بر شریانهای اقتصادی مانند تنگه هرمز بسیار اثرگذار است. در واقع، تنگه هرمز یک بازدارنده غیرنظامی اما اثرگذار است و با تثبیت کنترل بر تنگه و عملیاتهای سخت متقابل، به آمریکا پیام میدهد که هیچ نقطهای در منطقه امن نیست.
ترکیب تثبیت تنگه هرمز + ضربات محدود و هدفمند، در واقع تبدیل کردن جغرافیا و موقعیت استراتژیک به یک سلاح است و به جای اینکه در یک جنگ تمامعیار بجنگیم، با استفاده از این راهبرد، آمریکا مجبور خواهد شد که هزینه حضور در منطقه را بپردازد. در این سناریو، با ناپایدار کردن امنیت و اقتصاد دشمن در منطقه، او را به عقبنشینی یا پذیرش شرایط ایران وادار میکند.
بنابراین راهبرد تثبیت تنگه هرمز + ضربات محدود و هدفمند بسیار منطقی و اثرگذارتر از یک دفاع غیرفعال است، زیرا قدرت بازدارندگی را با منطق اقتصادی گره میزند. 1405.04.24- سیروس سجادیان
















