به گزارش آینه فارس؛ محمدمهدی اسدزاده در گزارش خود از وداع مردم ایران با رهبر شهید ایران، آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای نوشت:
چهار ماه و ده روز از نیمروز پر درد و اندوه گذشت… همان روزی که دژخیم ددمنش، از هر سوی بر ایرانمان تاخت و در هر شهر و دیار، بمبهای گوناگونی فروریخت و مردمان بسیاری را به شهادت رساند.
چهارماه و ده روز میگذرد از آن نیمروزی که پای اندوه میناب گریستیم و دق مرگ شدیم…
چهار ماه و ده روز از آن پگاه یکشنبه میگذرد که ناله آسمان آنچنان بلندآوازه برخاست که هلهله و پایکوبی بیشرفان میهنفروش در آه عرش و فرش، گم شد… که قائد عظیمالشأن امت اسلام، رهبر فرزانه ایران، آیتالله امام سید علی حسینی خامنهای، در بمباران بیتشان، به شهادت رسیدهاند.
چهارماه و ده روز مردمرهبری در زیر پرچم ابالفضل العباس (ع) را با ایستادگی و شهادت و کوبیدن سر دشمن صهیونی، با موشک و مشتهای گرهکرده…
چهارماه و ده روزی که هر روزش عزیزی را به خاک سپردیم و در دل، روشنایی ناامید نباشید رهبر شهیدمان را مانا ساختیم…
چهارماه و ده روز… از عاشورای رمضان تا عاشورای محرم…
تا به امروز…
و وداع با پیکر رهبر شهیدمان که استقلال، آزادگی، دادخواهی، پیشرفت و آبادانی را برایمان آورد و ما را به یک چیز فراخواند: دست در دست هم، برای خدا برخیزید که شما پیروزید…
همو که زبان فارسی را نشانهای بزرگ از استقلال میدانست؛ همان خط و زبانی که ابرقدرت روزگارمان برای نخستین بار در همه پیشینه خود، مجبور شد تا پای تفاهمنامهای به زبان و ادبیات فارسی را امضا کند و این آغاز پیروزی است…
وداع میکنیم با تو که از هرجای روضه بخوانم، تویی پیش رویم…
ای عمامهات پر از خاک و خون… ای پدر ایران مقتدر… ای که بسیاری از کودکانت را بیمهابا در زیر بمبهای صهیونی، گهوارههاشان خالی مانده است…
عمامه خونین
گهواره خالی
لای لایی زهرایم ای کودک ناز
لای و لایی کودکم شیرین بیانم
خدانگهدار رهبرم شهید ایران…
چهار ماه و ده روز از نیمروز پر درد و اندوه گذشت… همان روزی که دژخیم ددمنش، از هر سوی بر ایرانمان تاخت و در هر شهر و دیار، بمبهای گوناگونی فروریخت و مردمان بسیاری را به شهادت رساند.
چهارماه و ده روز میگذرد از آن نیمروزی که پای اندوه میناب گریستیم و دق مرگ شدیم…
چهار ماه و ده روز از آن پگاه یکشنبه میگذرد که ناله آسمان آنچنان بلندآوازه برخاست که هلهله و پایکوبی بیشرفان میهنفروش در آه عرش و فرش، گم شد… که قائد عظیمالشأن امت اسلام، رهبر فرزانه ایران، آیتالله امام سید علی حسینی خامنهای، در بمباران بیتشان، به شهادت رسیدهاند.
چهارماه و ده روز مردمرهبری در زیر پرچم ابالفضل العباس (ع) را با ایستادگی و شهادت و کوبیدن سر دشمن صهیونی، با موشک و مشتهای گرهکرده…
چهارماه و ده روزی که هر روزش عزیزی را به خاک سپردیم و در دل، روشنایی ناامید نباشید رهبر شهیدمان را مانا ساختیم…
چهارماه و ده روز… از عاشورای رمضان تا عاشورای محرم…
تا به امروز…
و وداع با پیکر رهبر شهیدمان که استقلال، آزادگی، دادخواهی، پیشرفت و آبادانی را برایمان آورد و ما را به یک چیز فراخواند: دست در دست هم، برای خدا برخیزید که شما پیروزید…
همو که زبان فارسی را نشانهای بزرگ از استقلال میدانست؛ همان خط و زبانی که ابرقدرت روزگارمان برای نخستین بار در همه پیشینه خود، مجبور شد تا پای تفاهمنامهای به زبان و ادبیات فارسی را امضا کند و این آغاز پیروزی است…
وداع میکنیم با تو که از هرجای روضه بخوانم، تویی پیش رویم…
ای عمامهات پر از خاک و خون… ای پدر ایران مقتدر… ای که بسیاری از کودکانت را بیمهابا در زیر بمبهای صهیونی، گهوارههاشان خالی مانده است…
عمامه خونین
گهواره خالی
لای لایی زهرایم ای کودک ناز
لای و لایی کودکم شیرین بیانم
خدانگهدار رهبرم شهید ایران…
















