سخنگوی جبهه اصلاحات، سیل خروشان مردم عزادار را «جمعیت مدیریت شده و غیر خودجوش» نامیده است.
در دنیای سیاست، جمعیت برابر است با مشروعیت، وقتی میلیونها نفر در یک مراسم شرکت میکنند، این یک «رفراندوم بصری» است که نشان میدهد ارادهی جمعی با آن شخصیت یا نظام همسو است.
اظهارات سخنگوی اصلاحات، باعث میشود لایههایی از مردم که شاید با جبهه اصلاحات همنظر بودند، اما در لحظه وداع احساساتشان تحریک شده است، احساس کنند که این جریان با عواطف ملی و انسانی آنها دشمنی میکند، لذا این کار میتواند منجر به دوقطبی شدن شدیدتر شود.
در جریانهای سیاسی، وقتی یک طرف با حقیقتی روبروست که نمیتواند آن را تغییر دهد، برای اینکه هوادارانش دچار «سقوط روحی» یا «ترس از شکست» نشوند، باید برایشان یک «تفسیر جایگزین» ارائه دهد.
این سخنگو، توانایی درک و همدلی با تودههای مردم را از دست داده و در یک حباب تحلیلی گرفتار شده است که با واقعیتهای میدانی فاصله دارد.
وقتی یک جریان سیاسی نمیتواند در میدان «عاطفه و جمعیت» رقابت کند، به میدان «تحلیل و تفسیر» میرود تا معنای آن جمعیت را تغییر دهد. اما از نظر استراتژیک، این اقدام دو لبه دارد؛ از یک سو، از پذیرش شکست نمادین جلوگیری میکند و از سوی دیگر، این پیام را میفرستد که این جریان، توانایی درک و همدلی با «تودههای مردم» را از دست داده و در یک «حباب تحلیلی» گرفتار شده است که با واقعیتهای میدانی فاصله دارد.
این سخنگو، با استفاده از عبارت «مدیریت شده»، در واقع تلاش میکند این «سرمایه نمادین» را تخریب کند، او میخواهد بگوید این حجم از جمعیت، نشانه عشق یا باور نیست، بلکه نتیجهی سازماندهی اداری، اتوبوسهای دولتی و دستورات حزبی است و هدف او تبدیل یک نمایش عاشقانه به یک نمایش اداری است، اما با این کار، اثر روانی آن جمعیت روی مخاطبان بهویژه مخاطبان بینالمللی و مردمی که در خانه هستند خنثی میشود.
وقتی یک جریان، همسو با معاندین انقلاب و قاتلان امام شهید و مردم ایران اسلامی، سازماندهی انتظامی، خدماتی و امنیتی را که برای هر مراسم بزرگی ضروری است را با اجبار یا مهندسی یکی میداند، در واقع سعی دارد هرگونه پیوند عاطفی واقعی میان مردم و امام شهید را انکار کند، تحلیل این سخنگو، بیشتر یک تکلیف ذهنی برای پذیرش واقعیتهای تلخ است تا یک تحلیل علمی.
سخنگو ی جبهه اصلاحات اگر اندکی تأمل و تفکر میکردند متوجه می شدند که، از نظر جامعهشناختی، در مراسمهای بسیار بزرگ در هر کجای جهان، تضاد بین خودجوشی و مدیریت یک تضاد کاذب است، زیرا هیچ مراسم میلیونی بدون مدیریت ترافیک، انتظامات و امنیتِ مسیرها و اطلاعرسانی برگزار نمیشود، اما مدیریتِ برگزاری به معنای اجبار در حضور نیست.
وقتی جامعه در وضعیت سوگ یا احساسات شدید قرار دارد، هرگونه تلاش برای سیاسی کردن یا تحقیر کردن آن احساسات، به عنوان بیحسی یا سردی تلقی میشود و به نظر میرسد این اظهارات، نه برای متقاعد کردن مردم، بلکه برای تأیید دادن به خودیها است.
سخنگوی جبهه اصلاحات با این حرف، به همکیشان میگوید، نترسید، این جمعیت واقعی نیست، فقط یک نمایش است. این سخنان در واقع یک مکانیسم دفاعی برای حفظ روحیه درونی جناح خودش است.
در واقع، این سخنان تضاد عمیقی را نشان میدهد، تقابل «عشق و عاطفه» در مراسم، در برابر «سردی و تحلیلِ» در اظهارات سخنگو. این تضاد، فاصله بین «حاکمیت بر دلها» و «تلاش برای حاکمیت بر روایتها» است. 1405.04.15 – سیروس سجادیان
















