🔴 تلاش برای تغییر جهتِ اعتراضات
در حالی که کشور با چالشهای امنیتی و اجتماعی پیچیدهای همزمان با جنگ آمریکا و اسرائیل دست و پنجه نرم میکند، ناگهان با یادداشتی از طرف آذر منصوری رئیس جبهه اصلاحات روبرو میشویم که به جای ارائه تحلیلهای سیاسی یا پذیرش مسئولیتهای اجتماعی، با زبان عاطفه و موقعیت مادری از آشوبگران فریب خورده ای که دست پرورده افکار آن جربان میباشد و جوانان وطن را فریب دادند که حالا به قاتل تبدیل شده اند با زبان عاطفه و موقعیت مادری، پناهجویی برای آنان شده که در ظاهر دعوت برای صلح و همدلی می کند، اما در باطن، تلاشی است برای فرار از پاسخگویی در فتنه ها و حوادثی که در آنها بدون نقش نبوده و مسبب کشته شدن جوانان این آب و خاک شده است. بخش خطرناک یادداشت آذر منصوری، دعوت او به «گفتگو و اعتراض مدنی به جای خشونت است». اگرچه این شعارها در حالت عادی مثبت به نظر میرسند، اما وقتی از زبان کسی گفته میشود که جریان سیاسیاش در حاشیه حوادثی که منجر به کشته شدن مردم شده، مطرح میگردد، معنای دیگری پیدا میکند. این یک تلاش برای تلطیف چهره جبهه ای است که در فتنه 88 هویتش آشکار و از صحنه سیاسی حذف گردید، لکن او میخواهد از این جریان که با انتقادات شدید مواجه است، یک چهرهی «آرام، صلحجو و مادرانه» بسازد تا بتواند بدون پاسخگویی به سوالات اصلی مردم درباره «ریشههای فتنهها»، دوباره به چرخه قدرت و نفوذ بر افکار عمومی بازگردند.
⭕️سیاستِ همه چیز به جز واقعیت
آذر منصوری در یادداشت خود ادعا کرده که «درد، رنگ جناح و عقیده نمیشناسد». این جملهای است که در ظاهر زیباست، اما در واقعیت، ابزاری است برای «بیطرفی کاذب». او با این نگاه، سعی میکند همزمان هم نقش قربانی را بازی کند و هم نقش میانجی را ، در حالی که جریانهای وابسته به او و تاریخ نشان دادهاند که در بسیاری از نقاط تاریک فتنه، نه تنها میانجی نبودند، بلکه مشعلدار بودند. او از «بلوغ تاریخی» سخن میگوید، اما از خود میپرسد: آیا بلوغ در این است که اعتراضات برخلاف قوانین موجود، در خیابانها به سطح خشونت برسد؟ منصوری به جای بحث درباره «چرا اعتراض مردمی منجر به آشوب شد »، بر روی «چگونه برخورد با پیامدهای آن» تمرکز کرده است تا «مسیر پاسخگویی را برای خود و جبهه اش» مسدود کند.
🟢سیاست نیازمند صراحت است، نه استعاره
ایران امروز به «بلوغ» نیاز دارد، اما بلوغی که از مسیر «شفافیت»، «پاسخگویی» و «احترام به حاکمیت قانون» میگذرد، نه بلوغی که با استفاده از استعارههای مادری و عاطفی، سعی در پوشاندن واقعیتهای تلخ سیاسی دارد. آذر منصوری به جای استفاده از جایگاه مادر برای حمایت از تصمیمات بحثبرانگیز، باید به جایگاه یک فعال سیاسی برای تحلیل ریشههای بیثباتی و پذیرش مسئولیت جریان خود در برابر جامعه و نظام، عمل کند. مردم و جریانهای سیاسی دیگر، از این نوع «سیاستِ عاطفی» آگاهند؛ چرا که میدانند پشت هر شعار صلحطلبانه، گاهی پروژهای برای بازگشت به همان مسیرهای ناامن و فتنهانگیز نهفته است.
🔴تقلیل حوادث سیاسی به اشک مادر
نخستین و جدیترین ایراد به بیانات منصوری، تلاش او برای «مفهومیسازی عاطفی» فتنه هاست. او با طرح موضوع اعدامها و اعتراض به آنها، سعی دارد حوادثی را که پیامد مستقیم بیثباتی، اعتراضات خیابانی، کشته شدن مردم بی دفاع و مامورین انتظامی و امنیتی و تضعیف اقتدار نظام بوده است را به یک مسئله رنج مادری تقلیل دهد. این نوع نگاه، یک فریب سیاسی بزرگ است؛ چرا که در دنیای سیاست و امنیت، با «اشک» و «عاطفه» برخورد نمیکنند، با «قانون»، «امنیت ملی» و «عواقب اقدامات» برخورد میکنند. وقتی یک فعال سیاسی از جایگاه مادر سخن میگوید تا از یک تصمیم امنیتی دفاع کند، در واقع در حال تلاش برای «غیرقانونی کردن» یا «غیرعادی جلوه دادن» اجرای قانون است. آذر منصوری با این کار، مرز میان «حقوق شهروندی» و «نقض امنیت ملی» را کمرنگ کرده و سعی دارد با استفاده از شعارهای انسانی، جریانی را که مسبب بیثباتی بوده را تبرئه کند. 1405.05.14
















