به گزارش آینه فارس؛ بامداد دوشنبه، 15 تیر ماه 1405، آهنگ تشییع مجاهد نستوه، رهبر فرزانه، امام شیعیان روزگار غیبت کبری، شهید آیتالله سید علی حسینی خامنهای کردم… هنوز از جا برنخاسته، سنگینی آهنگ کاروان یارانی از شهر و دیار گوناگون ایرانزمین، بر پیکره زمین تهران را میشد به خوبی شنید که نوای دلشان، آهنگ اندوهی دهشتناک بر فراز آسمانها بود.
مردمی از هر قوم و قبیله، از هر شهر و دیار، از جنوب و شمال، از باختر و خاور، از سیستان و بلوچستان، تا آذربایجان، از هرمزگان و بوشهر تا مازندران و گیلان، از خراسان تا خوزستان، از کردستان تا … همه آمده بودند تا سنگینی اندوه کوهی استوار در برابر ستمپیشگان روزگاران را بر دوش گیرند و او را از فرش به عرش برند و همه با یک نوا، شهادت و گواهی دهند بر پاکی، دادمنشی، ایمان، جهاد، روزه، نماز و پایانش، شهادت…
شهادت، همچون پدران بزرگوارش که در روزگاران پیشین، تنها بر یک هدف خیره میشدند و آن رسیدن به قرب الهی… و مگر رسیدن به این قرب، به مرگی غیر از شهادت است… و شهادت، هنر مردان خداست که در پهنایی به درازای تاریخ انسان، چون شمعی، راهرو انسان است. همان خونی که جوشش آن، تا پایان تاریخ، خواهد جوشید و ستمپیشگان هر روزگار را به نبرد فرامیخواند تا روشنیبخشی انسان باشد.
آن هم چه شهادتی… شهادتی به گواه ایمان به روشنای قرآن، نوای پایمردی، آهنگ از خودگذشتگی، ایستادگی چون کوه و… کوهی که بمبهای سنگرشکن صهیونی، آمدند تا همه سنگینی کوهمرد ایمان و خورشید هدایت روزگار را در هم بشکنند… شهادتی که از هر سو به آن بنگری، روضهای رضوان است از گریه و اشک مردمانی بیپناه که اکنون طعم یتیمی چشیدند و با این همه، همبستگیشان، مردمرهبریشان را به رخ جهان کشاند… و این گوشهای از همان تمدن والایی بود که او ساخت… مردمانی که مبعوث شدند تا چشمشان به کعبه آرزوی انسانی باز شود و خشم دادپیشگیشان را در سینه بدارند و دست بر ماشه و قبضه شمشیر، در انتظار آمدن آن موعود منجی هستی دستهایشان بیش از پیش بر درگاه کردگار هستی بپیچد که یا صاحبالزمان (ع)، عجل علی ظهورک…
چهارماه و ده روز، ایستادگی در برابر همه ستمگران روزگار، با همه جنگافزارها و فتنهها و رسانهها… ایستاده در روشنایی برآمده از فتنهها که تنها با خون شهیدان مظلومِ مقتدر، غبارهایش شسته میشدند و این بار نیز با خون سید شهیدان ایرانزمین، رهبر فرزانه حکیم، مجاهد نستوه و خستگیناپذیر، دریای عرفان نظری و عملی، مردی از تبار محمد و علی و حسین، منتظر ظهور مهدی، برپاکننده نماز و روزه، برافرازنده پرچم توحید و داد و آزادگی، موحد وحدتآفرین مؤمنین، شکننده ابهت مشرکین و کفار و منافقین، ایستاده زیر پرچم توحیدی ابالفضل العباس (ع)، وارث آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، یحیی، فرزندی از فرزندان سبطین نبی (ص)، پرچمدار انقلاب اسلامی خمینی کبیر، سرباز پاکباز جبهههای حق علیه باطل، عالمِ عارفِ عاشقِ دلسوخته، آن خونی که خون ثارالله در رگهایش پیوسته به جوششی برآمده از شور و شعور و شعر عاشورایی و اربعینی دم برمیآورد، رهبر آزادگان جهان، شهید شاهد والا، امام سید علی حسینی خامنهای (ره)، شستشو شد تا حجت دادار بر همگان روشن شود…
و خواهیم ایستاد همچون آن ابرمرد ایران که در روزهای پایانی زندگانیش، همچون جد والایش حسین دم برآورد که مثلی لا یبایع مثله… و در برابر ستم ستمپیشگان روزگار، ابرشیاطینی که ابلیس را آموزگار شدهاند، ایستاد و اماننامههایشان را چون عموهای رشید و شجاعش، حمزه اسدالرسول، جعفرطیار، ابالفضل العباس رد کرد و نماز صلابت و ایستادگی خواند و همراه با خانواده، چهره بینقاب ددمنش دشمن دژخیم انسانیت را به جهانیان نشان داد.
او بر دوش ما تشییع شد و سنگینی نبودنش تا همیشه تاریخ، اندوهی سترگ را بر جان آزادگان خواهد نشاند…
راهش پر رهرو
















