تحلیلی بر سخنان آقای قالیباف
رئیس هئیت مذاکره کننده ایرانی با اشاره به وضعیت تحقق بندهای تفاهمنامه توضیح داده اند که در مورد:
- بند یک (پایان جنگ در ایران و لبنان) در حال تثبیت است.
- بند چهار (رفع محاصره) بهطور کامل محقق شده.
- بند۵ (ترتیبات ایرانی بر تنگه هرمز) محقق شده.
- بند ۱۰ (مجازهای صادرات نفت) محقق شده.
- بند ۱۱ (آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار اموال بلوکهشده) انجام شده و ۱۲ میلیارد دلار دوم در ادامه همین روند دنبال میشود.
- سایر موارد مربوط به لبنان هنوز در حال تصویب است.
به نظر میرسد که سخنان آقای قالیباف یک «گزارش دستاوردی» است که عمدتاً بر جنبههای اقتصادی و فنی تفاهمنامه تمرکز دارد. اما وقتی این سخنان را در کنار واقعیتهای میدانی (نقض آتشبس، حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی) قرار دهیم، میتوان «دستاوردهای ملموس»، «ابهامات استراتژیک» و «تضاد روایتها» را در سه سطح مورد بررسی قرارداد:
الف: دستاوردهای ملموس (بخش اقتصادی و مالی)
از نظر فنی، ایران در بخشهای «سرمایه و تجارت» پیروز این تفاهم بوده است.
- جریان نقدینگی: آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار و پیگیری ۱۲ میلیارد دلار دوم، یک موفقیت تاکتیکی برای مدیریت بحران مالی در داخل کشور است.
- تنفسی در اقتصاد: محقق شدن بندهای مربوط به (مجازهای صادرات نفت) و رفع محاصره، یعنی ایران توانسته است فشار اقتصادی آمریکا را حتی اگر موقتاً کاهش دهد و راه صادرات نفت را باز کند.
- سرمایهگذاری بر بازگشت: این دستاوردها نشان میدهد که آمریکا در لایهی «دیپلماسی اقتصادی»، تمایل داشته است تا با دادن امتیازات مالی، ایران را به سمت تفاهم بکشاند.
ب: ابهامات استراتژیک (بخش امنیتی و میدانی)
بسیار جای تأمل است در حالی که بندهای مالی «بهطور کامل محقق شدهاند»، بند اول (پایان جنگ در ایران و لبنان) تنها «در حال تثبیت» توصیف شده است؟!!
معنای در حال تثبیت؛ در ادبیات دیپلماتیک، وقتی یک بند «در حال تثبیت» است، یعنی هنوز به ثبات نرسیده و هر لحظه ممکن است فرو بپاشد. این دقیقاً همان جایی است که نقض آتشبس توسط رژیم صهیونیستی اتفاق افتاد.
به نظر میرسد آمریکا «تعهدات مالی» که هزینه کمی برایش داشت را سریعاً اجرا کرد، اما «تعهدات امنیتی» که فشار بر رژیم صهیونیستی میآورد را نادیده گرفت یا اجازه داد نقض شود تضاد در اولویتها آشکار گردید.
پ: تضاد روایت میز مذاکره با میدان جنگ
اگر سخنان آقای قالیباف را با وقایع میدانی تطبیق دهیم، به یک نتیجهی تکاندهنده میرسیم و آن هم تبادل پول با امنیت است.
روایت آقای قالیباف که ما موفق شدیم؛ پولها آزاد شد، نفت صادر شد و محاصره شکست، تمرکز بر دستاوردهای سخت و ملموس است.
اما در روایت میدان؛ تفاهمنامه نقض شده، آمریکا به تأسیسات ما حمله کرده و صهیونیستها آتشبس را شکستند؛ که تمرکز بر شکستهای امنیتی میباشد.
پرواضح اینکه؛ سخنان آقای قالیباف نشان میدهد که ایران در لایهی دیپلماسی اقتصادی موفق شده است، اما در لایهی ضمانتهای امنیتی با یک طرف عهدشکن طرف بوده است.
به عبارت سادهتر؛ آمریکا صورتحسابهای مالی را پرداخت کرد تا ایران را در وضعیت «تفاهم» نگه دارد، اما در عین حال اجازه داد یا خودش اقدام کرد تا ضربات نظامی و امنیتی را وارد کند و این یعنی آمریکا سعی کرد با «پاداشهای مالی»، هزینهی «تجاوزهای نظامی» خود را بپوشاند یا واکنش ایران را در برابر نقض بندهای امنیتی کاهش دهد.
بنابراین، دستاوردهای پول و نفت در حالی است که «هسته مرکزی تفاهم» یعنی صلح و عدم تجاوز عملاً زیر ضربه قرار گرفته است. 1405.04.10
روابط عمومی مجمع رهروان استان فارس
















