آمریکا میخواهد ایران را به تدریج خلع سلاح کند یا به پذیرش شرایط سختتر متقاعد کند
دیپلماتها در مرحلهای هستند که از «صحبتهای کلی» عبور کرده و وارد «نقشه راه عملیاتی» شدهاند.
وضعیت فعلی را میتوان «آتشبس استراتژیک با هدف رسیدن به توافق جامع» نامید.
دو طرف توافق کردهاند که ظرف ۶۰ روز به یک «توافق نهایی» برسند.
آمریکا برای اینکه این ۶۰ روز شکست نخورد، برخی امتیازات فوری را داده است ازجمله :
تسهیل صادرات نفت و پتروشیمی بدین معنی که فعلاً تحریمهای صادرات نفت لغو یا نادیده گرفته شده تا اقتصاد ایران نفس بکشد.
آزادسازی بخشی از داراییها برای ایجاد اعتماد و تأمین «جریان نقدی فوری.
ایجاد یک کارگروه رفع تعارض برای لبنان تا جنگ گسترش نیابد.
تشکیل ۳ کمیته تخصصی یا ماشینافزار توافق که مذاکرات از حالت «دیپلماتیک-سیاسی» که فقط حرف میزنند به حالت «فنی-اجرایی» که جزئیات را مینویسند منتقل نماید.
گروه کاری نظارت یا فرماندهی سیاسی که در واقع «چتر» بقیه گروههاست، وظیفه آن نظارت سیاسی بر روند کارهاست. دلیل تشکیل این کمیته این است که اگر در لایههای فنی مشکلی پیش آمد یا ترامپ دوباره در فضای مجازی تهدیدی کرد، یک مکانیسم سیاسی وجود داشته باشد که از فروپاشی کل توافق جلوگیری کند. این کمیته «ترمز و توازن» مذاکرات است.
گروه کاری هستهای که روی پیچیدهترین بخش توافق یعنی برنامه هستهای تمرکز دارد، وظیفه آن تعیین اینکه ایران تا کجا پیش برود و آمریکا در مقابل چه محدودیتهای نظارتی را بپذیرد. این کمیته در واقع «وجه مصارفه» اصلی است. آمریکا میخواهد از طریق این گروه، دسترسیهای نظارتی را بازگرداند و ایران میخواهد در برابر آن، امنیت ملی خود را تضمین کند.
گروه کاری تحریمها موتور محرک توافق که بحث پول و نقدینگی را مدیریت میکند، وظیفه آن لیست کردن تحریمهایی است که باید لغو شوند همراه با زمانبندی آزادسازی داراییها و این کمیته «جایزه» مذاکرات است. ایران در این کمیته فشار میآورد تا تحریمها نه به صورت تدریجی، بلکه به صورت «سریع و ملموس» برداشته شوند. موفقیت این کمیته، تضمینکننده تداوم حضور ایران در میز مذاکره است.
بازی خطرناکی است وقتی این ساختار (۳ گارگروه) را کنار ادعاهای ترامپ از نابود کردن ایران میگذاریم، به تضاد شدید بین «ساختار» و «شخصیتترامپ میرسیم که از یک سو، یک ساختار بسیار دقیق و اداری گروههای کاری و شبکه نظارت ای طراحی شده تا صلح برقرار شود. اما از سوی دیگر، ترامپ با لحنی تخریبی ادعا میکند که «همه چیز ایران نابود شده است.
پرواضح اینکه: آمریکا میخواهد ایران را در حالی که درگیر «جزئیات فنی کمیتهها» و «دریافت مقطعی پولها» است، به تدریج خلع سلاح کند یا به پذیرش شرایط سختتر متقاعد نماید و ایران با ایجاد این کمیتهها، توافق را «سندمند» میکند تا اگر ترامپ تصمیم بگیرد دوباره تغییر جهت دهد، یک چارچوب قانونی و بینالمللی وجود داشته باشد که آمریکا را برای نقض آن هزینهپرداز کند. تشکیل این کمیتهها یعنی «تلاش برای تبدیل یک تفاهم شفاهی و لرزان به یک قرارداد مکتوب و سخت».
اگر این ۳ کارگروه در ۶۰ روز آینده به خروجی مکتوب برسند، یعنی ایران توانسته است «فرصتطلبی» آمریکا را به «سود ملموس» تبدیل کند. در غیر این صورت، این ساختارها تنها ابزاری برای خرید زمان توسط هر دو طرف بودهاند
















