• امروز : سه شنبه, ۲ تیر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 23 June - 2026
0
یاداشت سیاسی - امنیتی

پیامدهای عملی نقض تفاهم ۶۰ روزه

  • کد خبر : 1983
  • ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۱
پیامدهای عملی نقض تفاهم ۶۰ روزه

وقتی دیپلماسی شکست می خورد، میدان تبدیل به منبع حقیقت و زبان گفتگو میشود فرمایش رهبر انقلاب این بود که از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود. در تفاهم نامه، محور نظامی و میدانی (توقف درگیری‌ها و عقب‌نشینی) بخش هسته سخت و اجرایی تفاهم […]

وقتی دیپلماسی شکست می خورد، میدان تبدیل به منبع حقیقت و زبان گفتگو میشود

فرمایش رهبر انقلاب این بود که از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود.
در تفاهم نامه، محور نظامی و میدانی (توقف درگیری‌ها و عقب‌نشینی) بخش هسته سخت و اجرایی تفاهم بود.
آتش بس و بد عهدی آمریکا به پایان دادن جنگ در ایران و لبنان است .
تداوم حملات در لبنان نشان می‌دهد که آمریکا این بازه را نه برای «پایان جنگ»، بلکه برای «مدیریت جنگ» یا «خرید زمان» استفاده کرده است.
وقتی تعهدات در این بازه کوتاه نقض شود، اعتبار هرگونه توافق بلندمدت از بین می‌رود.

تضاد در تعریف جبهه‌های جنگ (بحث لبنان)، نکته کلیدی در نقض این تفاهم، نگاه متفاوت به جبهه‌هاست.
آمریکا: سعی داره تفاهم را محدود به «جنگ مستقیم ایران و آمریکا» یا «تنش‌های داخلی» کند و جبهه لبنان را یک موضوع جداگانه یا تحت کنترل اسرائیل ببیند.
ایران: اعلام کرده که «جنگ تجزیه‌پذیر نیست». یعنی نمی‌شود در ایران آتش‌بس داشت اما در لبنان جنگ ادامه یابد.
عدم توقف جنگ در لبنان به معنای نقض کلی تفاهم است.
پیامدهای عملی نقض تفاهم ۶۰ روزه
عدم اجرای تعهدات در چارچوب تفاهم ۶۰ روزه، به معنای آن است که آمریکا نخواسته است بین «خواسته‌های اسرائیل» و «تعهدات رسمی خود» تعادل ایجاد کند.
هرگونه توافق آینده با آمریکا نمی‌تواند بر اساس «وعده» باشد و باید بر اساس «اجرای همزمان و تضمین‌شده پیش برود، یا اینکه مسیر دیپلماسی به نفع بازگشت به استراتژی‌های سخت‌تر کنار گذاشته شود.
از این پس، هر وعده یا پیشنهاد جدید آمریکا نه به عنوان یک «فرصت»، بلکه به عنوان یک «تله» باید تحلیل شود.

آمریکا سعی دارد جبهه لبنان را از معادله ایران خارج کند.
نگاه آمریکا به منطقه «تکه‌تکه» است، این تضاد در دیدگاه، باعث می‌شود میز مذاکره عملاً تعطیل شود زیرا هیچ نقطه اشتراکی در تعریف «صلح» وجود ندارد.
از نظر حقوق سیاسی، چون آمریکا طرف مذاکره بوده و ادعای توانایی کنترل بر متحدانش (اسرائیل) را داشته، هرگونه نقض توسط اسرائیل در این بازه ۶۰ روزه، از نظر حقوقی بر عهده آمریکا تلقی می‌شود.
آمریکا خود را به عنوان «ضامن» معرفی کرده و اکنون «ضامن» در برابر تعهد خود شکست خورده است.
از منظر حقوقی، نقض یک بند کلیدی (توقف جنگ در لبنان)، کل تفاهم‌نامه را «باطل» یا «فاقد وجاهت اجرایی» می‌کند و ایران را از نظر حقوقی مجاز می‌سازد که تمام تعهدات خود را در آن بازه متقابل لغو کند.

نقض تفاهم در میدان این پیام را می‌دهد که دیپلماسی بدون قدرت، توهم است.
از منظر میدانی، هرچه آمریکا در نقض تعهداتش جسورتر عمل کند، ایران و محور مقاومت باید خود را در جایگاه «حق پاسخگویی» ‌بینند. این یعنی هر حمله اسرائیل در لبنان در این بازه، به عنوان یک «تجاوز مشروع برای پاسخ» در محاسبات ایران ثبت می‌شود.
نقض تفاهم‌نامه، آمریکا را از یک «شریک احتمالی برای صلح» به یک «بازیگر غیرقابل اعتماد» تبدیل کرد.
در دیپلماسی، اعتماد جای خود را به تردید داد.
در حقوق، حسن نیت جای خود را به سوء نیت داد.
در میدان، صلح جای خود را به بازدارندگی فعال داد.
این یعنی در آینده، هیچ توافقی بدون «ضمانت عملیاتی» و «اجرای همزمان» نباید پذیرفته شود.

واکنش رسمی آمریکا به اتهامات نقض آتش‌بس در لبنان
آمریکا و رژیم صهیونیستی به جای پذیرش نقض تعهدات، سعی کرده‌اند توپ را در زمین لبنان و حزب‌الله بیندازند.
نتانیاهو با هماهنگی آمریکا ادعا کرده که چون توافق آتش‌بس هنوز به طور کامل توسط دولت لبنان اجرا نشده ، روند خروج تدریجی ارتش اسرائیل (که باید در ۶۰ روز انجام می‌شد) با هماهنگی آمریکا ادامه می‌یابد.
در واقع، آمریکا نقض تعهد خود را به «عدم اجرای کامل تعهدات طرف مقابل» ربط داده است.
یکی از تکان‌دهنده‌ترین واکنش‌های عملی آمریکا در مورد تفاهم ، برخورد با «زمان» است.
ترامپ پس از پایان مهلت ۶۰ روزه برای عقب‌نشینی اسرائیل، موافقت کرده که این مهلت «بدون تعیین زمان مشخص» تمدید شود.
این اقدام در واقع یک «پاسخ عملی» به اتهامات نقض است؛ یعنی آمریکا به جای اینکه اسرائیل را مجبور به عقب‌نشینی کند، مهلت زمانی را به گونه‌ای تغییر داده که دیگر نقض تعهد (از نظر فنی) تعریف نشود.

آیا تغییر مهلت ۶۰ روزه به «تمدید بدون تاریخ» یک تله دیپلماتیک برای لبنان و ایران نیست؟
تغییر ضرب‌الاجل از یک بازه زمانی ۶۰ روزه به وضعیت «تمدید بدون تاریخ»، فراتر از یک تغییر اداری ساده و در واقع یک «تله دیپلماتیک هوشمندانه» است.
در تفاهم‌نامه‌های نظامی، «تاریخ دقیق» تنها ابزاری است که طرف متجاوز را مجبور به عقب‌نشینی می‌کند.
تله: وقتی زمان حذف می‌شود، اسرائیل دیگر هیچ عجله‌ای برای خروج از خاک لبنان ندارد.
آمریکا با این کار، فشار را از دوش اسرائیل برداشته و آن را به یک «روند کش‌دار» تبدیل کرده.

این یعنی اشغالگری می‌تواند تحت نام «آتش‌بس صوری» ماه‌ها ادامه یابد بدون اینکه نقض صریح توافق محسوب شود.
ایجاد وضعیت «نه جنگ، نه صلح» (فرسایش مقاومت).
این تله با هدف قرار دادن اراده جبهه مقاومت طراحی شده بود.
تله: در وضعیت «بدون تاریخ»، نیروهای مقاومت در لبنان و ایران در یک بلاتکلیفی استراتژیک قرار می‌گیرند.
اگر حمله کنند، متهم به «نقض آتش‌بس» ‌شوند، آمریکا مشروعیت حملات سنگین‌تر را پیدا می‌کند.
اگر حمله نکنند، اسرائیل در زمین‌های اشغالی تثبیت می‌شود.
هدف: فرسایش تدریجی قدرت نظامی و ایجاد شکاف در افکار عمومی داخلی است .
تله: آمریکا با تمدید بدون تاریخ در لبنان، عملاً یکی از ستون‌های اصلی طرح ایران (توقف جنگ در همه جبهه‌ها) را فلج کرد.
آمریکا سعی کرده با این کار به ایران نشان دهد که کنترل میدان در اختیار اوست و می‌تواند تعهدات را تا هر زمان که بخواهد معلق نگه دارد.
این یک پیام «تحقیر دیپلماتیک» است تا ایران را مجبور کند برای دریافت امتیازات کوچک‌تر مثل رفع محدود تحریم‌ها، از شرط «آتش‌بس در لبنان» دست بکشد.

مشروعیت‌بخشی به «تجاوزات موردی»
وقتی تاریخ پایان مشخص نباشد، هرگونه درگیری در این بازه طولانی به عنوان «اصطکاک‌های مرزی» تعریف می‌شود نه «نقض کل توافق».
تله: آمریکا با این کار به اسرائیل اجازه داد تا در حین «آتش‌بس بدون تاریخ»، اهداف خاصی را بمباران کند و مدعی شود که این‌ها پاسخ به تحرکات کوچک است، نه بازگشت به جنگ.
این یک تله بود تا «پیروزی میدانی مقاومت» را در «پیچ‌وخم‌های اداری دیپلماسی» دفن کند.
هدف این بود که بدون اعلام رسمی پایان مذاکرات، اثرات مثبت آتش‌بس مانند بازگشت آوارگان و بازسازی محقق نشود و همزمان دست اسرائیل برای عملیات‌های بعدی باز بماند.
واکنش قالیباف و عراقچی و بی‌معنا خواندن مذاکرات دقیقاً به دلیل درک این تله است؛ چرا که متوجه شدند آمریکا از زمان به عنوان ابزاری برای فریب استفاده کرده است.
ایران برای خنثی کردن تله «تمدید بدون تاریخ» چه اقدامات متقابلی باید انجام دهد؟
باید استراتژی خود را از «دیپلماسی انتظار» به «فشار همه‌جانبه و مشروط‌سازی» تغییر دهد.
توقف مذاکرات غیرمستقیم (تعلیق دیپلماسی).
برای خنثی کردن این تله، باید استراتژی «شفاف‌سازی بحران» را عملی کند.
ایران اجازه ندهد وضعیت به صورت خاکستری و فرسایشی باقی بماند.
آمریکا را باید به زمان‌بندی‌های مشخص بازگرداند و جنگ را در تمامی جبهه‌ها متوقف کند یا باید مسئولیت بازگشت به رویارویی تمام‌عیار را بپذیرد.
خلاصه اینکه: وقتی دیپلماسی شکست میخورد، میدان باید تبدیل به منبع حقیقت و زبان گفتگو شود. 1405.03.30 – سیروس سجادیان

لینک کوتاه : https://ayenefars.ir/?p=1983

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 8در انتظار بررسی : 8انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها