تحلیلی بر پیامدهای تفاهمی که فرصت است اما ضمانت نیست
پیامدهای یادداشت تفاهم ۶۰ روزه را میتوان به عنوانِ بررسی یک سرمایهگذاری روی زمان دانست.
این تفاهم در واقع یک پل است؛ یا به سوی یک ثبات بلندمدت منجر میشود یا به عنوان یک پیکرهبندی برای یک برخورد شدیدتر عمل میکند، لذا پیامدهای مثبت و منفی آن از سه منظر اقتصادی-اجتماعی، سیاسی- دیپلماتیک و امنیتی- نظامی مورد توجه میباشد:
۱. پیامدهای مثبت (فرصتها)
الف: در حوزه اقتصادی و اجتماعی (مهمترین دستاورد کوتاه مدت)
کاهش فشار تورمی: حتی یک امید به لغو تحریمها در این ۶۰ روز، میتواند منجر به ثبات نسبی نرخ ارز و کاهش قیمت کالاهای اساسی شود. این موضوع برای مردم ایران یک نفس تازه است.
جلوگیری از بحران: این تفاهم به اقتصاد ایران فرصت میدهد تا از وضعیت مدیریت بحران خارج و به سمت برنامهریزی کوتاهمدت حرکت کند.
تسکین اجتماعی: کاهش فضای جنگی و تنش، اضطراب عمومی را کاهش داده و فضای روانی جامعه را از وضعیت انتظار برای جنگ به امید به بهبود تغییر میدهد.
ب: در حوزه سیاسی و دیپلماتیک
به رسمیت شناختن قدرت: این تفاهم به معنای پذیرش این واقعیت توسط آمریکا است که ایران یک بازیگر کلیدی است که نمیتوان آن را تنها با فشار نظامی حذف کرد.
تغییر توازن قدرت در منطقه: این حرکت، انحصار تصمیمگیری رژیم صهیونیستی در سیاستهای آمریکا را میشکند و نشان میدهد که منافع ملی آمریکا لزوماً با خواستههای اسرائیل یکی نیست.
دستیابی به پایگاه مذاکره: ایران میتواند در این ۶۰ روز، خواستههای اصلی خود را در محیطی آرامتر و با اهرمهای فشار جدید مطرح کند.
پ: در حوزه نظامی
جلوگیری از جنگ تمامعیار: بزرگترین پیامد مثبت، خرید زمان برای جلوگیری از یک درگیری گسترده است که هزینههای انسانی و مادی غیرقابل توصیفی دارد.
بازسازی و بازتنظیم: فرصتی برای جهت بازبینی استراتژیها، تامین لجستیک و استراحت نیروها در سایه یک آتشبس غیررسمی.
۲. پیامدهای منفی (ریسکها و تهدیدها)
الف: در حوزه امنیتی و عملیاتی (بزرگترین خطر)
تلهی آرامش کاذب: خطر اصلی این است که این تفاهم، نوعی سستی در سیستمهای دفاعی ایجاد کند و دشمن ممکن است از این آرامش برای نفوذ بیشتر یا شناسایی نقاط ضعف استفاده کند.
افزایش خرابکاریهای زیرپوستی: رژیم صهیونیستی ممکن است برای تخریب این تفاهم، به عملیاتهای مخفیانه (ترور یا سایبری) روی بیاورد تا تفاهم را از درون متلاشی کنند.
خطر غافلگیری: احتمال اینکه آمریکا از این تفاهم به عنوان یک پردە برای آمادهسازی یک حمله غافلگیرانه در لحظه پایان ۶۰ روز استفاده کند.
ب: در حوزه سیاسی و اجتماعی
ناامیدی مضاعف: اگر این ۶۰ روز به نتیجهای ملموس (مانند لغو واقعی تحریمها) منجر نشود، ضربه روحی به مردم بسیار شدیدتر از پیش خواهد بود و منجر به بدبینی عمیق به هرگونه مذاکره میشود.
تشنج داخلی در رژیم صهیونیستی: تندروی وزرا و نظامیان آن رژیم ممکن است آنها را به سمت تصمیمات تکانشی و خطرناک بکشاند که میتواند منجر به یک درگیری ناخواسته شود.
پ: در حوزه استراتژیک
ماهیت تراکنشی تفاهم: چون این تفاهم بر اساس نگاه ترامپ (تجارت و معامله) است، هیچ تعهد اخلاقی یا قانونی بلندمدتی ندارد. این یعنی تفاهم میتواند در یک لحظه و با یک توئیت یا تصمیم سریع، پاره شود.
وابستگی به یک شخص: این تفاهم به جای آنکه سیاست دو دولت باشد، سیاست دو شخص است. این موضوع باعث میشود ثبات آینده، به شدت به متغیرهای شخصی وابسته باشد.
نتیجه: اگر بخواهیم پیامدهای مثبت و منفی را در یک ترازو قرار دهیم
سود خالص: در کوتاه مدت، سود این تفاهم (کاهش تنش نظامی و بهبود نسبی اقتصادی) بسیار بیشتر از هزینه آن است. برای ایران، این یک برد استراتژیک است چون توانست آمریکا را به پذیرش یک مسیر غیر از جنگ بکشاند.
ریسک خالص: در بلندمدت، ریسک اصلی، عدم اعتماد و تلاش رژیم صهیونیستی برای تخریب است.
لذا این یادداشت تفاهم، یک پیروزی تاکتیکی برای ایران و یک راهبرد خروج برای ترامپ است. موفقیت این تفاهم بستگی به این دارد که ایران بتواند در این ۶۰ روز، پاداشهای اقتصادی را به مردم برساند و در عین حال، آمادگی نظامی خود را در بالاترین سطح نگه دارد تا دشمن را از هرگونه اقدام تکانشی باز دارد و یا این که این تفاهم، فرصت است، اما ضمانت نیست. 1405.0329- سیروس سجادیان
















