✍️جنگ با ایران، خودکشی استراتژیک برای آمریکاست
تد کروز، جمهوریخواه و جنگ طلب مجلس سنای آمریکا از ترامپ خواست دیپلماسی را کنار گذاشته و ضمن تداوم حملات نظامی و محاصره بنادر ایران، گروههایی را در داخل ایران مسلح کند تا به گفته او، «خودشان حکومتشان را سرنگون کنند. اظهارات تدکروز نشاندهنده یک «تغییر استراتژی از جنگ کلاسیک به جنگ ترکیبی با هدف فروپاشی داخلی» است.
🔴استراتژی جنگ ترکیبی برای فروپاشی
در تحلیلهای استراتژیک مدرن، زمانی که قدرتهای بزرگ در برابر یک بازیگر منطقهای با توان دفاعی بالا و ایستادگی ساختاری روبرو میشوند، از مدلهای سنتی جنگ (نظامی) فاصله میگیرند و به سمت مدلهای «جنگ ترکیبی» حرکت میکنند. اظهارات اخیر سناتور تد کروز، عضو مجلس سنای آمریکا، که خواستار ترکیب «محاصره بنادر»، «حملات نظامی» و «مسلح کردن گروههای داخلی» برای سرنگونی حکومت است، فراتر از یک شعار سیاسی، نشاندهنده یک نقشه عملیاتی مشخص برای مدیریت بحران از طریق فروپاشی داخلی است. این استراتژی بر سه محور امنیتی خطرناک استوار است:
1️⃣محاصره لجستیکی و خرد کردن اقتصادی. هدف از محاصره بنادر، نه تنها قطع جریان درآمد ارزی، بلکه هدف قرار دادن «امنیت تامین» کشور است. با محدود کردن بنادر، هدف اصلی، ایجاد تنگنا در زنجیره تأمین کالاهای اساسی و تجهیزات دفاعی است تا از این طریق، نارضایتیهای اجتماعی ناشی از کمبودها به ابزاری برای بیثباتی تبدیل شود.
2️⃣تغییر ماهیت تهدید از خارجی به داخلی. پیشنهاد مسلح کردن گروههایی در داخل، خطرناکترین لایه امنیتی این طرح است. این رویکرد، هدف خود را از «مقابله با دولت» به «تخریب انسجام ملی» تغییر میدهد. در این سناریو، هدف اصلی، ایجاد «شورشهای مسلحانه فرامرزی» است که با هدف قرار دادن «امنیت عمومی» و ایجاد جنگهای داخلی، هزینههای مدیریت کشور را به شدت افزایش داده و ساختار فرماندهی و کنترل را با چالش روبرو میکند.
3️⃣تلاقی حملات نظامی و شورشهای ساختگی. در این مدل، حملات نظامی خارجی و شورشهای مسلحانه داخلی به صورت همزمان انجام میشوند. این همزمانی، هدفش ایجاد یک «وضعیت استرس مطلق» در بدنه مدیریت کشور است تا از طریق فشار مضاعف، سیستم را به سمت فروپاشی درونی سوق دهد.
🔴قدرت آتش سنگین، هرگز جایگزین پیروزی سیاسی نمیشود
سیاستمداران و مردم آمریکا متوجه شوند که در جنگ با ایران، نه تنها پیروز نخواهد شد، بلکه به قیمت فروپاشی یا تضعیف شدید خودِ آمریکا خواهد بود. در تاریخ معاصر، آمریکا با تجربههای تلخی از مداخلات نظامی در ویتنام، افغانستان و عراق روبرو بوده است. تجربیاتی که نشان داد قدرت آتش سنگین، هرگز جایگزین «پیروزی سیاسی» نمیشود. امروز، در حالی که هژمونی آمریکا با چالشهای بیسابقهای روبرو است، درخواستهای افراطی برای آغاز یک جنگ جدید، نه یک راهکار، بلکه یک «فریب استراتژیک» است که به قیمت نابودی منافع ملی آمریکا تمام میشود.
🔴پارادوکس قدرت و هزینه مفرط
سیاستگذاران جمهوریخواه با پیشنهاد «حمله نظامی و محاصره بنادر»، در واقع در حال دعوت به یک «جنگ بیپایان» هستند. ایران کشوری با وسعت جغرافیایی وسیع، جمعیت پرانرژی و زیرساختهای دفاعی بسیار متمرکز است. هرگونه تلاش برای ورود به یک درگیری نظامی در این منطقه، منجر به هزینههای اقتصادی و انسانی عظیمی خواهد شد که اقتصاد داخلی آمریکا را، که هماکنون نیز با تورم و بدهیهای سنگین دستوپنجه نرم میکند، به سمت فروپاشی سوق میدهد.
🔴شکست در مدیریت جنگ ترکیبی
پیشنهاد شورش در کشور، یک کابوس امنیتی برای خودِ آمریکا است. تاریخ ثابت کرده است که تسلیحات و منابعی که برای «گروههای نیابتی» یا «شورشیان» ارسال میشود، پس از مدتی به ابزاری برای مقابله با خودِ آمریکا تبدیل میگردد. ایجاد بیثباتی، نه تنها به ایجاد یک «خلاء قدرت» منجر نمیشود، بلکه میتواند گروههای غیرقابلکنترل را در منطقه پدید آورد که امنیت جهانی و منافع آمریکا را بیش از پیش به خطر اندازد.
🟢دیپلماسی هوشمندانه و مدیریت رقابتها
مردم آمریکا نباید قربانی «تکبعدینگری» سیاستگذاران جنگطلب شود. سیاست «مداخلهگری به هر قیمت»، دیگر پاسخگوی نیازهای قرن بیست و یکم نیست. اگر میخواهید از فروپاشی اقتصادی خود جلوگیری کنید، باید از مسیر «رویارویی مستقیم و ایجاد جنگهای داخلی» فاصله بگیرید. امنیت واقعی در «دیپلماسی هوشمندانه» و «مدیریت رقابتها» نهفته است، نه در شعارهای تحریکآمیز برای شروع یک جنگ که پیروزی در آن غیرممکن و شکست در آن، فاجعهبار است.
1405.05.17
















