• امروز : شنبه, ۱۴ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 5 September - 2026
1

بازآرایی جنوب کشور؛ نگاهی به میراث تقسیمات فارس و آینده خلیج فارس

  • کد خبر : 2312
  • ۰۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۱
بازآرایی جنوب کشور؛ نگاهی به میراث تقسیمات فارس و آینده خلیج فارس
دکتر علیرضا شاهرخیان، پژوهشگر مستقل، یادداشتی به‌عنوان «بازآرایی جنوب کشور؛ نگاهی به میراث تقسیمات فارس و آینده خلیج فارس» منتشر کرد

تقسیمات کشوری در ایران همواره به‌عنوان یکی از ابزارهای بنیادین مدیریت سرزمینی، توسعه منطقه‌ای و تحقق عدالت فضایی مورد توجه بوده و در این میان، استان فارس در جنوب ایران به دلیل گستردگی جغرافیایی، تنوع فرهنگی و جمعیتی و نیز جایگاه تاریخی و راهبردی، همواره در کانون این مباحث قرار داشته است.

این روزها، مسئله نگهداشت یکپارچگی استان فارس در قالب کنونی آن یا الحاق قسمتی از شهرستان پارسیان و یا ایده تفکیک و تشکیل سه استان مستقل «شمالی، مرکزی و جنوبی» به یک مباحثه سیاستی و علمی قابل توجه در حوزه مطالعات توسعه منطقه‌ای و مدیریت تقسیمات کشوری تبدیل شده است. از این رو در این یادداشت، سیر تاریخی تغییرات قلمرو فارس و جایگاه راهبردی آن بررسی می شود تا با توجه به سابقه تاریخی، تقویت پیوندهای فضایی و اقتصادی میان ساحل و مناطق داخلی، بازتعریف جایگاه ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک فارس در پهنه خلیج فارس، صیانت از هویت و نام تاریخی خلیج فارس با توجه به استراتژی انگلیسی فارس‌زدایی از خلیج فارس (De-Persianisation of the Persian Gulf) و اقدامات پان‌عربیست ها، تقویت انسجام سرزمینی و امنیت ملی و ایجاد توازن میان الزامات توسعه منطقه‌ای و ملاحظات ژئوپلیتیکی، لزوم بازآرایی سیاسی فضا در جنوب کشور مورد قضاوت قرار گیرد.

پژوهش های پیشین نشان میدهند که در دوره ساسانی و سده های نخستین اسلامی، فارس به پنج کوره (ناحیه) بخش بندی می‌شد. استخر (پرسپولیس/ تخت جمشید)، اردشیرخوره (فیروزآباد)، دارابگرد (داراب)، شاپور (کازرون) و ارجان (بهبهان).

در آن دوره، کوره اردشیر، از شیراز تا خلیج فارس و جزایر خارک و قشم، از شرق تا دارابگرد و از غرب تا بیشاپور و کازرون را در بر می گرفت.

از دوره صفویان، «ایالت فارسستان یا فارس» گستره‌ای وسیع را در بر می‌گرفت که شامل استان فارس کنونی، غرب هرمزگان، بوشهر، کهگیلویه و بویراحمد، یزد، اصفهان، بخش‌هایی از کرمان، بهبهان و نواحی ساحلی خلیج فارس می‌شد.

این گستره با تغییراتی جزئی تا قانون تقسیمات کشوری اول در سال ۱۲۸۵ و اوایل قرن چهاردهم خورشیدی نیز تداوم یافت، اما با اجرای قانون تقسیمات کشوری دوم در سال ۱۳۱۶ و سپس جدایی‌های رسمی در سال‌های بعد، ساختار آن دگرگون شد و استان فارس تدریجاً به محدوده کنونی‌اش محدود گردید.

در سال ۱۳۳۳ خورشیدی فرمانداری‌های کل بنادر و جزایر خلیج فارس (به مرکزیت بوشهر) و فرمانداری کل بنادر و جزایر دریای عمان (به مرکزیت بندرعباس) شکل گرفت و از این زمان به بعد کرانه‌های شمالی خلیج فارس از فارس جدا شدند و شوربختانه گام مهمی در جهت استراتژی انگلیسی «فارس‌زدایی از خلیج فارس» برداشته شد.

 فرمانداری کل دارای چند فرمانداری تابعه تحت نظر یک نفر مأمور عالی‌رتبه به نام فرماندار کل بود که هم‌ردیف با استاندار بوده است.

البته هیئت وزیران در جلسه مورخ ۲۰ /۶ /۱۳۳۴ به استناد تبصره ۲ از ماده ۲ قانون تقسیمات کشور مصوب آبان‌ماه ۱۳۱۶ تصویب نمودند که فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس (مرکز بوشهر) با حفظ سازمان خود از استانداری هفتم (فارس) متابعت و امور مربوطه را با جلب نظر استانداری مذکور انجام دهد. اما دیگر، نام فارس از کرانه‌های شمالی خلیج فارس کمرنگ شده بود.

 اکنون نگاهی به تاریخچه کوتاهی از تقسیمات سیاسی بندرها و جزیره‌های خلیج‌فارس انداخته می‌شود.

در آغاز دوره قاجار، شیوخ قبایل عرب به صورت اجاره ای، اداره بنادر و جزایر جنوب کشور را از شاهان قاجار گرفته بودند و بعد ناصرالدین شاه متوجه شیوه‌ی بد این واگذاری‌ها شد. بنابراین از دوره ناصرالدین شاه (۱۲۶۶ خورشیدی) تا سال ۱۲۷۷ حکمرانی بندرها و جزایر خلیج‌فارس به مرکزیت بوشهر (که بندرعباس را نیز در بر می‌گرفت) تحت نظارت والی فارس شکل گرفت به این دلیل که دست شیوخ عرب تحت‌الحمایه انگلیس را از بنادر کوتاه کنند و اداره آن‌ها را به حکمرانانی از نزدیکان قاجار که نایب‌الحکومه بودند بسپارند، به عبارت دیگر تشکیل نهاد حکمرانی بنادر و جزایر خلیج فارس در راستای کمک به مدیریت فارس بر بنادر و جزایر خلیج فارس بوده است. اما این تشکیلات خوب و مفید تا سال ۱۲۷۷ خورشیدی به مدت یک دهه برقرار بود یعنی تا زمانی که اداره گمرکات به بلژیکی‌ها سپرده شد و این مراکز از حوزه اختیارات حکمران بنادر خارج شدند.

یکی از بزرگترین ضعف‌های نهاد حکمرانی بندرها و جزایر خلیج‌فارس که باعث توقف فعالیت آن شد مشخص نبودن محدوده اختیارات حکمران بنادر و تعدد مراکز تصمیم‌گیری – تهران، فارس، لار، بوشهر – و تداخل وظایف کارگزاران سیاسی و اداری و مالی مستقر در بنادر بود.

به هر حال، بنادر و جزایر خلیج فارس از آغاز حکومت قاجاریه تا اوایل سده چهاردهم هجری اغلب تحت نظارت والی فارس و به صورت غیر متمرکز اداره می‌شدند.

در دی ماه ۱۳۱۶ استان هفتم به مرکزیت شیراز (شامل ۶ شهرستان:۱- بهبهان ۲ـ شیراز ۳ـ بوشهر ۴ـ فسا ۵ـ آباده ۶- لار (که شامل ایراهستان قدیم از بندر پارسیان تا لنگه بوده است) تشکیل شد و شهرستان بندرعباس هم زیر نظر استان هشتم به مرکزیت کرمان قرار گرفت.

 در سال ۱۳۳۳ فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس به مرکزیت بوشهر و در سال ۱۳۳۴ فرمانداری کل بندرها و جزایر دریای عمان به مرکزیت بندرعباس تشکیل شد. در سال ۱۳۴۶ استان ساحلی بنادر و جزایر خلیج فارس و دریای عمان به مرکزیت بندرعباس (شامل ۵ شهرستان بندرعباس، میناب، بندرلنگه، بوشهر و برازجان) تشکیل و دو فرمانداری کل بوشهر و بندرعباس منحل شدند. در سال ۱۳۴۹ دوباره فرمانداری کل بوشهر شامل بوشهر و برازجان ایجاد و مستقل شد و سپس در سال ۱۳۵۲ استان بوشهر شامل بوشهر و برازجان تشکیل شد.

۱۳۳۰ بهبهان جزو فارس جدایی و الحاق به خوزستان

۱۳۴۶ شهرستان‌های لنگه، بستک و پارسیان (گاوبندی) جزو فارس جدایی و الحاق به هرمزگان

۱۳۵۲ بوشهر و توابع جزو فارس جدایی و تشکیل استان مستقل بوشهر

در سال ۱۳۵۵ بنا به پیشنهاد وزیر کشور، هیئت وزیران تصویب کرد که نام استان ساحلی، بندرها، جزایر خلیج‌فارس و دریای عمان به استان هرمزگان تغییر یابد.

 در نامه وزیر کشور به استاندار وقت در توجیه نام هرمزگان آمده ‌است: واژه هرمزگان به مناسبت نام هرمز و به خاطر موقعیت خاص تنگه هرمز که برای ایران ارزش حیاتی خاص دارد و به خاطر موقعیت جغرافیایی این استان که کاملاً در مقابل تنگه هرمز قرار گرفته‌است انتخاب شده‌است.

این پیشنهاد، در نگاه اول، منطقی و درست بود اما هرمزگان باید به دور تنگه هرمز چنبره بزند نه اینکه دُم آن تا وسط خلیج فارس باشد. بنابراین همچنان خلأ وجود یک استان با نام فارس در کنار خلیج فارس همچنان وجود داشته و دارد.

انگلیسی‌ها بعد از هند بریتانیا، جهت گسترش نفوذ خود در ایران از راه ورود به خلیج فارس، دو استراتژی را پیش گرفتند:

 ۱. انعقاد قراردادهای تحت‌الحمایگی شیخ‌نشین‌های جنوب خلیج فارس از سال ۱۸۲۰ تا ۱۸۹۰ میلادی

 ۲. فارسی‌زدایی از خلیج فارس، زیرا به باور انگلیسی‌ها تسلط بر اعراب برای آن‌ها آسان‌تر بوده است و نفوذ در ایران را تسهیل کرده و می‌کند.

برخی از ایرانیان، آگاهانه یا ناآگاهانه با کمک به استراتژی انگلیسی فارسی‌زدایی خلیج فارس، در سرعت انجام و موفقیت آن موثر بوده‌اند مانند برخی نویسندگان بومی و برخی مسئولان و متعصب‌های محلی.

 در راستای استراتژی فارسی‌زدایی خلیج فارس، استقلال بحرین و تلاش‌های بریتانیا برای تبدیل بندر لنگه به یک امارت عربی از آن جمله است. همچنین در اوایل قرن بیستم، شیخ خزعل با تشویق بریتانیا راه جدایی خوزستان از ایران را پیش گرفت.

استراتژی انگلیسیٍ فارسی‌زدایی خلیج فارس در پس‌کرانه‌های شمالی این دریا و تلاش بریتانیا در راه تبدیل بندرعباس، لنگه، بوشهر و خوزستان به یک سلسله امارت عربی جدید، پیشینه‌ای طولانی داشته است. در راستای این سیاست بود که سر چارلز بلگریو، نماینده سیاسی بریتانیا در خلیج فارس و مشاور شیخ بحرین، در نیمه نخست قرن بیستم در سال ۱۹۳۵ پرونده ویژه‌ای را برای تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی تنظیم کرد و تحویل دولت خود داد.

این در حالی است که نزدیک به ۹۵ درصد جمعیت حاشیه شمالی خلیج فارس در استان‌های بوشهر و هرمزگان را فارس‌ها تشکیل می‌دهند.

در یک جمع‌بندی از تاریخچه و پیشینه تحولات قلمرو استان فارس و اهمیت راهبردی آن، باید گفت اکنون، آگاهان و دلسوزان کشور، منتظر اجرای مصوبه‌ی ساحلی شدن استان فارس هستند زیرا کرانه دریای فارس نباید از نام فارس جدا باشد و در واقع، همان نامگذاری استان‌های بوشهر و هرمزگان هم بدون آوردن کلمه‌ی فارس در نامگذاری آن دو، توطئه‌ی انگلیس در دوران پهلوی بوده است و متاسفانه امروز در داخل نیز برخی نادانسته به ساحلی نشدن استان فارس دامن می‌زنند و آب به آسیاب پان‌عربیست‌ها و انگلیسی‌ها می‌ریزند.

از این رو، انتظار می‌رود مطالبات نخبگان و افکار عمومی در استان هرمزگان، بیش از آنکه معطوف به مخالفت با تعدیل‌های داخلی در تقسیمات کشوری – از جمله الحاق برخی مناطق نظیر پارسیان یا چند روستای آن به استان فارس (بر اساس مصوبه ای که اواخر دولت دهم تصویب شد پنج روستای صورباش، فارسی، اکبری، تمبو جنوبی و تمبو شمالی از بخش کوشکنار شهرستان پارسیان جدا شده و به دهستان حومه (ترمان) از بخش مرکزی شهرستان لامرد استان فارس ملحق می‌شود) یا تشکیل استان فارس جنوبی – باشد، بر صیانت از تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران و مقابله با ادعاهای امارات نسبت به جزایر سه‌گانه ایرانی متمرکز گردد؛ چرا که این موضوع، مستقیماً با منافع راهبردی و امنیت ملی کشور پیوند دارد و اولویتی فراتر از اختلافات درون‌سرزمینی محسوب می‌شود. مخالفت با این امور، همراهی با بریتانیا و پان‌عربیست‌ها است که نام خلیج فارس را می‌خواهند تغییر دهند

لینک کوتاه : https://ayenefars.ir/?p=2312

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها