✍️مثلث بقا و همافزایی قوای سه گانه، نیروهای مسلح و جناحهای سیاسی
موفقیت در عبور از چالشهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی، مستلزم یک «پیمان ملی» میان تمام ارکان قدرت و جامعه است. اگر قوای سه گانه بر پایه قانون، نیروهای مسلح بر پایه اقتدار و حمایت ملی و جناحهای سیاسی بر پایه مسئولیتپذیری و فراتر رفتن از منافع حزبی عمل کنند، نه تنها اعتماد عمومی بازسازی و انسجام ملی تقویت خواهد شد، بلکه کشور توانایی تبدیل شدن به یک قدرت پایدار و توسعهیافته را نیز خواهد یافت. همگرایی این ارکان، تنها راه عبور از بحران و رسیدن به ثبات پایدار است. ایران امروز در یکی از حساسترین دورههای تاریخی خود قرار گرفته است. تلاقی تحریم و تورم، شکافهای فرهنگی و نسلگونه و جنگهای نسل چهارم و نفوذ نرم باعث شده که مفاهیمی چون «امنیت»، «ثبات» و «اعتماد» از حالت انتزاعی خارج شده و به نیازهای حیاتی و روزمره مردم تبدیل شوند. در این میان، موفقیت کشور در عبور از این گردابها، نه در گرو فعالیتهای مجزا و پراکنده، بلکه در گرو ایجاد یک «همافزایی استراتژیک» میان سه رکن اصلی کشور (قوای سه گانه، نیروهای مسلح و امنیتی، و جناحهای سیاسی) است.
🔴وقتی شکافهای داخلی، سکوی پرتاب دشمن میشود
تاریخ ثابت کرده است که قدرتهای بیگانه هیچگاه از ورودیهای مستقیم وارد کشور نمیشوند؛ آنها از شکافهای ایجاد شده در لایههای داخلی، از اختلافات جناحی و از بیاعتمادی میان مردم و ساختار حاکمیت، نفوذ میکنند. امروز که کشور در میانه میدان چالشهای اقتصادی و امنیتی است، تداوم «تقابل سیاسی» به جای «همگرایی ملی»، به معنای خودزنی است. هر بار که جناحهای سیاسی، مسائل مصلحتآمیز کشور را به بازیِ «برنده و بازنده» در قدرت تبدیل میکنند، در واقع در حال باز کردن درهای امنیتی و اجتماعی برای پروژههای «تغییر نظام» هستند. عدم همگرایی، نه تنها باعث حل مشکلات نمیشود، بلکه «فضای خاکستری» لازم را برای نفوذ و مدیریت فتنهها فراهم میکند. دشمن منتظر نیست تا اختلافات ما حل شود؛ او از همین اختلافات برای مدیریت بحرانها و جهتدهی به نارضایتیهای عمومی استفاده میکند. یا باید در برابر بحرانها «یکپارچه» باشیم، یا اجازه دهیم اختلافات داخلی، به ابزاری برای فروپاشی ثبات تبدیل شود .
🟢قوای سه گانه ستونهای حاکمیت قانون و ثبات اقتصادی هستند
اعتماد عمومی، ریشه در «پیشبینیپذیری رفتارهای دولت» دارد. وقتی مردم بدانند قانون با عدالت اجرا میشود و ساختارهای اقتصادی بر پایه برنامهریزی علمی حرکت میکنند، اعتماد شکل میگیرد.
قوه مقننه؛ وظیفه اصلی پارلمان در این دوره، فراتر از بحثهای جناحی، تمرکز بر تدوین قوانین حمایتی و نظارت دقیق بر بودجهها است. قانونگذاری باید به گونهای باشد که شکافهای اقتصادی را ترمیم کند، نه اینکه بر آنها دامن بزند.
قوه مجریه؛ دولت باید به عنوان موتور محرک توسعه، بر مدیریت بحرانها و کاهش فشارهای معیشتی تمرکز کند. شفافیت در مدیریت منابع، اولین گام برای بازگرداندن اعتماد طبقه متوسط و کارگری به ساختار حاکمیت است.
قوه قضائیه؛ عدالت، زبان مشترک تمام مردم است. تقویت قوه قضائیه با تمرکز بر مبارزه با فساد ساختاری و تضمین اجرای عادلانه قانون برای همه بدون تبعیض سیاسی، پیوند میان شهروند و حاکمیت را مستحکم میکند.
🟢نیروهای مسلح و امنیتی محافظان پناهگاه ملی و آرامش اجتماعی است
در دنیای امروز، امنیت تنها به معنای حفاظت از مرزهای جغرافیایی نیست بلکه امنیت شامل «امنیت روانی و اجتماعی» نیز میشود. نیروهای مسلح و نهادهای امنیتی، نگهبانان ثبات هستند که بدون حضور مقتدرانه آنها، هیچ توسعه اقتصادی یا رفاه اجتماعی امکانپذیر نیست. در مواجهه با جاسوسی، نفوذ و جنگهای سایبری، هوشمندی و اقتدار نیروهای امنیتی، اعتماد مردم به توانایی کشور در حفاظت از حریم خصوصی و حاکمیت ملی را تضمین میکند. نیروهای مسلح به عنوان بخشی از بدنه حیات ملی، در کنار مردم در برابر بحرانهای ناشی از فتنهها یا حوادث غیرمترقبه ظاهر میشوند. نکته کلیدی، امنیت با رویکرد توسعه است؛ یعنی ایجاد فضایی که در آن مردم احساس کنند امنیت، پیششرطِ فعالیت اقتصادی و رشد اجتماعی آنهاست.
🔴جناحهای سیاسی از تضاد برای قدرت به رقابت جهت خدمت تبدیل شوند
بزرگترین آسیب به اعتماد عمومی، زمانی وارد میشود که جناحهای سیاسی، مسائل ملی را به بازیهای قدرت و تقابلهای صفر و یکی تبدیل میکنند. برای عبور از پارادایم تقابل، جناحهای سیاسی به اصلاح از اصولگرا تا اصلاحطلب باید درک کنند که در شرایط بحرانی، «امنیت ملی» و «ثبات اقتصادی» خط قرمزهای غیرقابل مذاکره هستند. هرگونه تلاش برای استفاده از نارضایتیهای اقتصادی جهت اهداف سیاسی یا نفوذ پروژههای تغییر نظام، در واقع ضربه زدن به ریشههای اعتماد عمومی است، جناحهای سیاسی باید به جای ایجاد جبهههای تقابل، به سمت «ائتلافهای برنامهمحور» حرکت کنند. وقتی جناحها در برابر مشکلات کشور، به جای تلاش برای حل مسئله، به دنبال کسب امتیاز سیاسی باشند، اعتماد عمومی از دست میرود. جناحها باید یاد بگیرند که رقابت سیاسی باید در خدمت مدیریت بحران باشد، نه ایجاد بحران. شکاف میان جناحهای سیاسی و عدم هماهنگی قوای حاکمیت، بزرگترین «بخش امنیتی» را به دشمن هدیه میدهد. دشمن از اختلافات ما، نقشه عبور خود را میکشد. وقت آن رسیده که از «رقابت برای قدرت» به «رقابت برای بقای ملی» تغییر مسیر دهیم. وقتی سیاستمداران به جای حل بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، درگیر بازیهای صفر و یکی و تخریب یکدیگر میشوند، در واقع در حال مهیا کردن مقدمات «مدیریت فتنهها» توسط سرویسهای اطلاعاتی خارجی هستند. بیاعتمادی عمومی، سوختِ موتورِ نفوذ دشمن است. سجادیان
















